یادداشت‌های روزانه

یک وبلاگ خیلی ساده که بهمون میگه امروز چه اتفاقی افتاده بود

تبلیغات تبلیغات

۴ آذر ۱۴۰۳

امروز بعد تموم شدن کارم سریع رفتم دانشکده، همراه وجیهه و فائزه ناهار خوردیم و بعدشم منم رفتم سراغ ادامه کارنوشتم، که البته انجام نمی‌دادم هم چیزی تغییر نمی‌کرد چون ده دقیقه مونده بود به کلاس استاد پیام داد کلاس تشکیل نمی‌شه🤦🏻‍♀️🫠 و من که فقط داشتم به پیامش نگاه می‌کردم و از عصبانیت نمی‌دونستم چیکار کنم، اگه زودتر می‌گفت من می‌تونستم برگردم خوابگاه اینقدر تو اون دانشکده مزخرف وقتم تلف نشه. تو دانشکده امروز یکی از بچه‌های علامه رو که با هم همکلاس بودیم
برچسب‌ها: کارنوشتم
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها